تبليغاتX
رها
رها
کوه ها با همند و تنهایند هم چو ما با همان تنهایان

هیس

شاید تو روییده باشی

در این نگاه گنگ

هیس

من تکرار می کنم

یک ضرب

هیس

خورشید متولد نشده

و من با بند نافی از تو جدا می شوم

چه چیز این خط گم شده؟؟؟؟

فریادی

که شنیده نمی شود

من بغض می کنم

صدای تو می لرزد

آواز می خوانی

 هیس

من آواز را از یاد برده ام

و در انتهای مثلثی شکل این خط نشسته ام

و نمی دانم چرا

نمی توانم

             بغض کنم

                           بلرزم

                                 بهت زده به تو نگاه کنم

هیس

سکوت می کنم

یک سکوت بلند

هیس

شاید تو روییده باشی.

نوشته شده در تاريخ 88/07/20 توسط mozhgan |
Blog Skin